10 شهریور 97
-
تاریخ: 1397/6/15 ساعت: 20:01
کلاسهام را تعطیل کرده ام و گفته ام می روم سفر... کنج خانه افتاده ام و حتی رغبت نمی کنم به باز کردن لای کتابهام... احمقانه ترین کار دنیا منتظر ماندن است و از آن احمقانه تر امیدوار بودن. پ.ن: ای آورنده! ای آورانندگی! من را دیگر نیاوران..."براهنی"
1 اسفند 96
-
تاریخ: 1397/2/14 ساعت: 20:20
[unable to retrieve full-text content]- پارسال این موقع موهام بلند بود. - چه اهمیتی داره؟ - پارسال این موقع پیش اون بودم. پ.ن:
11 آذر 96
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:03
[unable to retrieve full-text content]بگوید نمی شود و بعد من بمیرم برای همیشه. پ.ن:
13 آذر 96
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:03
[unable to retrieve full-text content]نشد! ... انگار که مرده بوده باشم از هزار سال پیشترک. پ.ن:
19 آذر 96
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:03
[unable to retrieve full-text content]نور محو پشت پنجره همیشگی ست. هرشب میشود ازش عکس گرفت با سایه ی درهم گلدان های روی طاقچه... که هیچ ربطی به آنچه میخواستم بگویم دارد مرا می کشد ندارد. پ.ن:
20 آذر 96
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:03
[unable to retrieve full-text content]بدترین اتفاق محتمل برای یک ادم سرماخورده این است که پیش از بهبود دوباره سرما بخورد. پ.ن:
28 آذر 96
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:03
[unable to retrieve full-text content]مدرسه توی مدرسه تمام نمیشود. بچه ها حتی به خوابهایم هجوم میآورند. کابوس هایم دوبارگی شده اند. پ.ن:
28 آذر 96/ 2
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:03
[unable to retrieve full-text content]از نبودنت... از نبودنت... پ.ن:
28 آذر 96/ 3
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:03
[unable to retrieve full-text content] گریه از خواب دیدنت...گریه از خواب بی دیدنت... پ.ن:
28 آبان 96
-
تاریخ: 1396/9/6 ساعت: 19:54
[unable to retrieve full-text content]چشم هایم را می بندم و سعی میکنم صورتش را به یاد بیاورم. عطرش فضای سینه ام را پر می کند... پ.ن:
29 آبان 96
-
تاریخ: 1396/9/6 ساعت: 19:54
[unable to retrieve full-text content]کاش با من حرف بزنی...کلمات تو ...کلمات تو...نمیدانم...کاش با من حرف بزنی.. پ.ن:
1 آذر 96
-
تاریخ: 1396/9/6 ساعت: 19:54
[unable to retrieve full-text content]بهترین قسمتش برای من فراموشی ست. پ.ن:
5 آذر 96
-
تاریخ: 1396/9/6 ساعت: 19:54
[unable to retrieve full-text content]صدایم بالا نمی آید.. ناخنم شکسته..جای آبله ها روی تنم مانده..پاهایم همه اش خواب میروند..به سختی نفس میکشم و به آخرین تص
19 آبان 96
-
تاریخ: 1396/8/27 ساعت: 6:09
[unable to retrieve full-text content]و آنگاه که به خویشتن آمدی دیدی که جز تنها رها شده ای در بهت چیز دیگری نیستی... پ.ن:
20 آبان 96
-
تاریخ: 1396/8/27 ساعت: 6:09
[unable to retrieve full-text content]زخم کهنه ای که سر باز کرده بهبودی اش به غایت دور و به غایت دیر خواهد بود... پ.ن:
25 آبان 96
-
تاریخ: 1396/8/27 ساعت: 6:09
[unable to retrieve full-text content]کاش می شد آدمی همه ی دنیا را بگردد و خانه ی خودش را پیدا کند. پ.ن:
11 آبان 96 /2
-
تاریخ: 1396/8/14 ساعت: 11:33
[unable to retrieve full-text content]- اصلا چیزی هست که حالتو خوب کنه؟ + آره...رفتن و کندن از همه ی الکی های دوروبرم. پ.ن:
11 آبان 96/ 3
-
تاریخ: 1396/8/14 ساعت: 11:33
[unable to retrieve full-text content]فقط تنهایی ام بزرگتر شد... پ.ن:
12 آبان 96
-
تاریخ: 1396/8/14 ساعت: 11:33
[unable to retrieve full-text content]خواب دیدمت..بیدار که شدم عطرت جامانده بود در بغلم... پ.ن:
22 مهر 96
-
تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 16:38
میدانستم واقعیت ندارد..میدانستم همه اش یک کابوس است اما ...گریه کردم...به قدر نبودنت وقت بیداری گریه کردم... پ.ن: + نوشته شده در xa0کمی بعد از نیمه شبxa0xa0 به خطــ ِxa0دانای ِ کل xa0 |xa0