سایه ها ...

متن مرتبط با «24 تیر 95 کنکور» در سایت سایه ها ... نوشته شده است

ماجرای نهم تیر سال چهار

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «نهم تیر سال چهار» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. یک) ترسیده بودم و تنها بودم و آدم‌ها و دنیای بیرون از خانه آنقدر دور بودند که نمی‌توانستم حتی برایشان گریه کنم. چیزهایی که می‌گفتم چیزهایی نبود که شنیده می‌شد.دو) ترسیده بودم و تنها نبودم و گریه از تمام روزم سرریز می‌شد. آ...

    ادامه مطلب
  • بیست‌و‌ششم تیر سال پنج؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «بیست‌و‌ششم تیر سال پنج» مطلع شوید، این گزارش مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. دارم دورترین خاطراتت را به یاد می‌آورم. دورترین و دردناک‌ترین‌ها را. همان‌ها که اندوه نبودنت را سنگین‌تر می‌کنند.انگار که همین امروز غیبت زده. انگار که همین امروز ترکم کرده‌ای. انگار که همین امروز تنها شدم.پ.ن:  RSS  ...

    ادامه مطلب
  • افشای جزئیات بیست‌و‌ششم تیر سال پنج/ دو

  • نیلوبلاگ

    در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «بیست‌و‌ششم تیر سال پنج/ دو» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. مثلا یادم آمد که ده سال پیش یکی از شعرهایم را برای دوستی خوانده بودی و بسیار ابراز شگفتی کرده بودی از این حجم شاعرانگی.بعد نشستم و غصه‌ی شاعر نماندنم را خوردم.پ.ن:  RSS  ...

    ادامه مطلب
  • بیست‌و‌هفتم تیر سال پنج؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «بیست‌و‌هفتم تیر سال پنج» مطلع شوید، این گزارش مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خواستم صدای آلارم گوشی را خاموش کنم دیدم پیام آمده که "سلام چطوری؟ اونجا که خبری نیست؟ خرم‌آباده فقط؟" حین گشتن توی خبرها خوابم یادم آمد و دیدم که دارم تعبیر خواب کوتاه کردن مو توسط خود شخص و به شکل نامناسب را می‌خوا...

    ادامه مطلب
  • نهم تیر سال چهار

  • نیلوبلاگ

    یک) ترسیده بودم و تنها بودم و آدم‌ها و دنیای بیرون از خانه آنقدر دور بودند که نمی‌توانستم حتی برایشان گریه کنم. چیزهایی که می‌گفتم چیزهایی نبود که شنیده می‌شد.دو) ترسیده بودم و تنها نبودم و گریه از تمام روزم سرریز می‌شد. آدم‌های دور دیگر برای نزدیک شدن دیر بودند.سه) می‌خواستم برایشان نامه بنویسم. نام تک‌تکشان را به یاد آوردم و خوابیدم.چهار) قولِ بعد از جنگ دادم . مثل قول‌ بعد از کرونا. اما حالا برای وفای به عهد زیادی غم دارم.پ.ن: آن رفتن خوشش بین..."حافظ" + نوشته شده در   19:8  به خطــ ِ دانایِ کل  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • بیستم تیر سال یک

  • نیلوبلاگ

    برای هزارمین روز متوالی تصمیم گرفتم صبح زود بیدار بشوم و بروم پارک پشت خانه قدری بدوم یا اقلا قدم بزنم. برای هزارمین روز متوالی نتوانستم. ملال، فروکاستن است. فروکاستن خویش از خویش.پ.ن: خویش: ضمیر مشترک برای اول شخص و دوم شخص و سوم شخص مفرد و جمع... "فرهنگ فارسی معین" + نوشته شده در   2:11  به خطــ ِ دانایِ کل  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 20 تیر 98

  • نیلوبلاگ

    صداهای دوست داشتنی توی سرم دارند کش می آیند و جز همهمه ای تهوع آور چیزی نمی شنوم...پ.ن: گفت خود دادی به ما دل حافظا..."حافظ"...

    ادامه مطلب
  • 11 تیر 96

  • نیلوبلاگ

    کسان بسیار بودند..اما کسان تو نبودند... پ.ن:...

    ادامه مطلب
  • 17 تیر 96

  • نیلوبلاگ

    پیام داده که درست را بخوان..پیام دادم که نمیخوانم..پیام داده که چرا؟..پیام دادم که خسته ام...پیام نداده دیگر. پ.ن: + نوشته شده در کمی بعد از نیمه شب به خطــ ِدانای ِ کل | ...

    ادامه مطلب
  • 20 تیر 96

  • نیلوبلاگ

    بهرحال تموم کردنش عاقلانه تر از ادامه دادنش هست..ولی خب اینم باید در نظر بگیریم که توقع عاقلانگی از کسی که این داستانو شروع کرده توقع بیجاییه. پ.ن: + نوشته شده در کمی بعد از نیمه شب به خطــ ِدانای ِ کل | ...

    ادامه مطلب
  • 24 مرداد 96

  • نیلوبلاگ

    تو حتی نبودی که منت بودنت را سرم بگذاری. پ.ن:...

    ادامه مطلب
  • 4 تیر 96

  • نیلوبلاگ

    تمام نمی شود...زیرا که من است... پ.ن:...

    ادامه مطلب
  • 13 آبان 95

  • نیلوبلاگ

    - خوبی؟ - خوب میشم ! پ.ن :...

    ادامه مطلب
  • 13 آبان 95 / 2

  • نیلوبلاگ

    آدمی کجا برود که نمیرد ؟! پ.ن :...

    ادامه مطلب
  • 6 آبان 95

  • نیلوبلاگ

    صبح دیدمش..عصر هم دیدمش..یک وقت هایی خود رابطه است که به طور مضحک و ابلهانه ای سعی در ادامه دادن خودش دارد... پ.ن :...

    ادامه مطلب
  • 2 مهر 95

  • نیلوبلاگ

    اندوه می خوردم ... پ.ن :...

    ادامه مطلب
  • 3 مهر 95

  • نیلوبلاگ

    من از تو برنگشت ..من همان شب که از پله ها پایین می رفت ...مرد ... پ.ن :...

    ادامه مطلب
  • 3 مهر 95 / 2

  • نیلوبلاگ

    کتاب را تمام کردم ..بغض توی گلویم هیچ ربطی به داستانش نداشت اما از اول تا آخرش بود ...کتاب دیگری برداشتم بعد حس کردم برای دوباره خواندن خیلی خسته ام ...اول کتاب دومی یک شعر از ژول میشله نوشته بود که آخرش این بود : خدایان همچون مردانند ؛ بر سینه ی زنی زاده می شوند و می میرند ... پ.ن :...

    ادامه مطلب
  • 2 مهر 95

  • نیلوبلاگ

    و شبها و روزها به کارهایی می اندیشند که نخواهند توانست انجامش را ...و اینچنین در اندوه خویش جاودانند... پ.ن :...

    ادامه مطلب
  • 29 شهریور 95

  • نیلوبلاگ

    - من گاهی وسطِ حرف زدن های تو می میرم.. پ.ن : بمیر ای دل که مرگت زندگانی ست..." فریدون مشیری"...

    ادامه مطلب