
در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «نهم تیر سال چهار» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. یک) ترسیده بودم و تنها بودم و آدمها و دنیای بیرون از خانه آنقدر دور بودند که نمیتوانستم حتی برایشان گریه کنم. چیزهایی که میگفتم چیزهایی نبود که شنیده میشد.دو) ترسیده بودم و تنها نبودم و گریه از تمام روزم سرریز میشد. آ...
ادامه مطلب
اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «بیستوششم تیر سال پنج» مطلع شوید، این گزارش مهمترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. دارم دورترین خاطراتت را به یاد میآورم. دورترین و دردناکترینها را. همانها که اندوه نبودنت را سنگینتر میکنند.انگار که همین امروز غیبت زده. انگار که همین امروز ترکم کردهای. انگار که همین امروز تنها شدم.پ.ن: RSS ...
ادامه مطلب
در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «بیستوششم تیر سال پنج/ دو» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. مثلا یادم آمد که ده سال پیش یکی از شعرهایم را برای دوستی خوانده بودی و بسیار ابراز شگفتی کرده بودی از این حجم شاعرانگی.بعد نشستم و غصهی شاعر نماندنم را خوردم.پ.ن: RSS ...
ادامه مطلب
اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «بیستوهفتم تیر سال پنج» مطلع شوید، این گزارش مهمترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خواستم صدای آلارم گوشی را خاموش کنم دیدم پیام آمده که "سلام چطوری؟ اونجا که خبری نیست؟ خرمآباده فقط؟" حین گشتن توی خبرها خوابم یادم آمد و دیدم که دارم تعبیر خواب کوتاه کردن مو توسط خود شخص و به شکل نامناسب را میخوا...
ادامه مطلب
یک) ترسیده بودم و تنها بودم و آدمها و دنیای بیرون از خانه آنقدر دور بودند که نمیتوانستم حتی برایشان گریه کنم. چیزهایی که میگفتم چیزهایی نبود که شنیده میشد.دو) ترسیده بودم و تنها نبودم و گریه از تمام روزم سرریز میشد. آدمهای دور دیگر برای نزدیک شدن دیر بودند.سه) میخواستم برایشان نامه بنویسم. نام تکتکشان را به یاد آوردم و خوابیدم.چهار) قولِ بعد از جنگ دادم . مثل قول بعد از کرونا. اما حالا برای وفای به عهد زیادی غم دارم.پ.ن: آن رفتن خوشش بین..."حافظ" + نوشته شده در 19:8 به خطــ ِ دانایِ کل | بخوانید...
ادامه مطلب
برای هزارمین روز متوالی تصمیم گرفتم صبح زود بیدار بشوم و بروم پارک پشت خانه قدری بدوم یا اقلا قدم بزنم. برای هزارمین روز متوالی نتوانستم. ملال، فروکاستن است. فروکاستن خویش از خویش.پ.ن: خویش: ضمیر مشترک برای اول شخص و دوم شخص و سوم شخص مفرد و جمع... "فرهنگ فارسی معین" + نوشته شده در 2:11 به خطــ ِ دانایِ کل | بخوانید...
ادامه مطلب
صداهای دوست داشتنی توی سرم دارند کش می آیند و جز همهمه ای تهوع آور چیزی نمی شنوم...پ.ن: گفت خود دادی به ما دل حافظا..."حافظ"...
ادامه مطلب
مدرسه توی مدرسه تمام نمیشود. بچه ها حتی به خوابهایم هجوم میآورند. کابوس هایم دوبارگی شده اند. پ.ن:...
ادامه مطلب
از نبودنت... از نبودنت... پ.ن:...
ادامه مطلب
گریه از خواب دیدنت...گریه از خواب بی دیدنت... پ.ن:...
ادامه مطلب
چشم هایم را می بندم و سعی میکنم صورتش را به یاد بیاورم. عطرش فضای سینه ام را پر می کند... پ.ن:...
ادامه مطلب
کسان بسیار بودند..اما کسان تو نبودند... پ.ن:...
ادامه مطلب
پیام داده که درست را بخوان..پیام دادم که نمیخوانم..پیام داده که چرا؟..پیام دادم که خسته ام...پیام نداده دیگر. پ.ن: + نوشته شده در کمی بعد از نیمه شب به خطــ ِدانای ِ کل | ...
ادامه مطلب
بهرحال تموم کردنش عاقلانه تر از ادامه دادنش هست..ولی خب اینم باید در نظر بگیریم که توقع عاقلانگی از کسی که این داستانو شروع کرده توقع بیجاییه. پ.ن: + نوشته شده در کمی بعد از نیمه شب به خطــ ِدانای ِ کل | ...
ادامه مطلب
تمام نمی شود...زیرا که من است... پ.ن:...
ادامه مطلب
تو .. مردی بودی که هزار سال قبل به آتش خیره بود و فکر میکرد به زنی... که هزار سال بعد به تاریکی خیره می شود و فکر می کند به مردی ...که هزارسال قبل به آتش خیره بود و فکر می کرد به زنی ...که هزار سال بعد به تاریکی خیره می شود و فکر میکند به مردی ... پ.ن : و صدایی در تنهایی می گریست..."سهراب"...
ادامه مطلب
- نِمیرم ! - عه ؟ پس تو هم به یه چیزایی معتقدی پ.ن : تاریکم ! فردا سراغ من بیا / یک روز زیبا سراغ من بیا ..." با صدای نامجو "...
ادامه مطلب
همیشه یک جمله ای میگفت که خیلی بی مزه بود ..اما چون او میگفتش من خوشم می آمد... پ.ن : ما یکدگر را با نفس هامان / آلوده میسازیم ..." فروغ"...
ادامه مطلب
دستهایم را دوست داشتم..توی دستهای تو بودند ... پ.ن : تو دوری از برم دل در برم نیست .." باباطاهر"...
ادامه مطلب
از شیش که بیدار شدم دیگر خوابم نبرد...کله ام داشت میترکید..همه اش فکر تو...فکر تو...فکر تو...هندزفری گذاشتم و آخرین آهنگی را که گوش داده بودم پلی کردم ... پ.ن : اول دلم را صفا داد، آیینه ام را جلا داد/ آخر به باد فنا داد، عشق تو خاکستر من..."با صدای استاد شجریان"...
ادامه مطلب